احمد منزوى
350
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )
250 « كتاب پندنامه المعروف به صد پند » آغاز برابر ؛ فرهنگستان ، تفصيلى 2 / 173 . * پندنامه : نصايح الملوك . سعدى - كليات سعدى . * پندنامه . حامد محمد شمس الدين سادس اوچى گيلانى ، متخلص به سيد . ( - بازنامه ، بخش طبيعى ) . پند و اندرزها و عقايد است ، كه براى فرزند خود نگاشته است . بايد ديد با « مواعظ الحسنى » ى او چه جدايىهايى دارد . آغاز : الحمد لله الذى جعل صدور المؤمنين بنور النصايح . . . اما بعد ، مىگويد . . . . حامد محمد شمس الدين ، آنچه نصايح از جد امجد . . . مشترك 4 / 2257 . اوچ ، غلام سرور 196 . * پندنامه . از شاه سليم . نسخهها ( 2 ) 2 / 1553 . نشريه 2 / 71 . * پندنامه . از حميد الله شاهآبادى ، كه « بىبوج نامه » را در 1235 ق نگاشته بود ( نسخهها 5 / 3538 ) . گفتارى است به نظم و نثر در پند به فرزند خود در گرفتن عاملى و كاردارى . آغاز : كى به امداد مداد و دستگيرىهاى دست - خامهء حمد و نعت احمد را تواند نقش بست . نسخهها ( 2 ) 2 / 1553 . آستان قدس 7 / 272 . * پندنامه . طالب اوف - پندنامهء مارلولوس . * پندنامه : نصيحتنامه . خواجه نصير الدين طوسى ، محمد ( د 672 ق / 1273 م ) . كه براى اباقا خان مغول نوشته و در مجلس او با آواز بلند خوانده ، او را پند و اندرز داده به پذيرفتن سلطنت تشويق كرده است ، در آغاز آن آمده : امسال از حكم نجوم سالى پريشان است و كارهاى بيمناك در پيش و ياغيان از جوانب منتظر و مترصد . . . وقت آسايش نيست . آغاز : در پندنامهء خواجه . . . مىفرمايد كه : خود را بشناس و خداى خود را بشناس . اعلام 2 / 1242 طوسى ؛ طبقات 7 / 168 ؛ مشار ، مؤلفين 5 / 730 براى كارهاى چاپيش ؛ صفا 3 / 1205 « نصيحتنامه » ؛ مدرس رضوى ، احوال و آثار 56 - 57 « رسالهء نصايح » ، 557 « نصيحتنامه » . رهآورد ، پزشكى 109 « پندنامه » آغاز از اينجاست ، 417 « پندنامه » . * پندنامه . از همان خواجهء طوسى - دستور الوزارة . * پندنامه . خواجه عبد الله انصارى - نصيحتنامه . * پندنامه . فريد الدين عطار نيشابورى - بخش منظومهها . * پندنامه . از احمد غزالى طوسى ، برادر كهتر حجة الاسلام ، ( د 517 ق / ) . ( رسالهء الطير و جز آن ) . پندنامهاى است از او كه براى شاهى نوشته ، و در 1311 خ ، 46 ص چاپ شده است . آغاز : اين وصيتى است كه خواجه احمد . . . غزالى ، يكى از دوستان خاصه فرموده . . . حمد له . صلات . . . وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ و بعد ، خلق را از براى بندگى آوردهاند ، نه براى دنياپرستى . نسخهها ( 2 ) 2 / 1553 « پندنامهء غزالى » ؛